على محمدى خراسانى

97

شرح منطق مظفر (فارسى)

الانسان بشجر » كه ضرب چهارم از شكل اول است و نتيجه‌اش همان است كه مطلوب ما است يعنى : « بعض الناطق ليس بشجر » و اگر آن موجبه را عكس مستوى نكنيم يك شكل سوم پديد آمده و همين نتيجه مطلوب را مىدهد يعنى : « كل انسان ناطق » و « لا شىء من الانسان بشجر » ، « فبعض الناطق ليس بشجر » . . . ضمنا علّت اين‌كه فرمودند : ضرب دوم و پنجم را ، از طريق افتراض اثبات كنيد نه ساير ضروب شكل چهارم را ، آن است كه هردو مقدمهء ساير ضروب ، كليه است و قبلا اشاره شد كه در برهان افتراض حتما بايد يكى از دو مقدّمه جزئيه باشد و گرنه برهان عملى نيست . تمرين 2 ؛ ضرب سوم و سپس ضرب چهارم از پنج ضرب شكل چهارم را توسط دليل خلف مبرهن سازيد . حلّ تمرين . ضرب سوم : صغرى سالبهء كليه ، كبرى موجبهء كليه و نتيجه هم سلب كلى . مثال : « لا شىء من الانسان بفرس » ، و « كل ناطق انسان » ، « فلا شىء من الفرس بناطق » ، حال از طريق برهان خلف استدلال مىكنيم : 1 . مفروض : صدق دو مقدّمهء مذكور . 2 . مطلوب : اگر مقدمتين صادق باشند نتيجهء مذكور هم صادق است . 3 . برهان : اگر اين نتيجهء صادق نباشد لازمه‌اش اين است كه نقيض آن صادق باشد تا ارتفاع نقيضين پيش نيايد و نقيض سلب كلّى ، ايجاب جزئى است يعنى : « بعض الفرس ناطق » ، سپس اين نتيجه را با كبراى آن ضرب ضميمه كرده و اين را به دليل ايجابش صغرى و آن را به دليل كليتش كبرى قرار داده و يك قياس ضرب سوم از شكل اول پديد مىآيد به اين صورت : « بعض الفرس ناطق » ، و « كل ناطق انسان » . از اين قياس نتيجه مىگيريم كه : « بعض الفرس انسان » ، اين نتيجه را به عكس مستوى عكس مىكنيم مىشود : « بعض الانسان فرس » ، اين عكس مستوى با صغراى قياس اوّل تناقض دارد كه مىگفت : « لا شىء من الانسان بفرس » ، و اگر اين نتيجه و عكس مستوىاش صادق باشند آن صغراى كلى كاذب خواهد بود ، لكن اين خلف فرض است پس آن صغرى صادق و اين نتيجه باطل است . منشأ بطلان چيزى غير از نقيض نتيجهء قياس اول نيست پس نقيض نتيجه باطل است ، چون « مستلزم الباطل باطل » و خود نتيجه حق است و هذا هو المطلوب .